بازی های سنتی بسطام

شاه وازی «شاه وزیر»:

یک نفربعنوان استاد انتخاب می شود که معمولا کسی است که از نظر سن و هیکل دارای وضعیت شاخص تری است . استاد روی چهار کاغذی که از نظر ابعاد مساوی هستند وتشخیص آنها از یکدیگر ساده نیست می نویسد: پادشاه ، پلیس، میرغضب ، ودزد (به جای نوشته می توان از نشانه های خاصی که معرف هریک از افراد فوق باشند استفاده کرد). سپس کاغذها را لوله کرده بین بازیکنان توزیع می کنند .
 

تعداد بازیکنان چهار نفراست . هرنفر کاغذ مربوط به خود را باز می کند . کسی که پادشاه است به پلیس می گوید : «از میان دو نفر دزد را پیدا کن». اگر پلیس توانست دزد را درست تشخیص بدهد پادشاه به میرغضب فرمان می دهد که : موشک آتیشی بزن ( مشت آتشی بزن).
میرغضب مشت خود را گره کرده مشت محکمی به دزد می زند . یا پادشاه می گوید : «موشک پمبه ای بزن» (مشت پنبه ای بزن) میر غضب مشت خود را گره کرده و آرام به بازوی دزد می زند.
چنانچه پلیس نتواند دزدرا بیابد وبه میر غضب اشاره کند وبگوید این درد است ، پادشاه برافروخته می شود وبه پلیس می گوید :که « چرا به میر غضب من تهین کردی» به میرغضب دستور می دهد پلیس را گوشمالی هادن (بده). میر غضب کف دو دست خود را روی دو گوش وی گذاشته محکم به هم می مالد.
بازی به ترتیبی که گفته شد مجددا شروع می شود. شاه بازی بیشتر در شب های ماه رمضان و تابستان صورت میگیرد.

چشم دگیرو:

بازی« چشم دگیرو» «چشم بستن» یکی از بازی های کودکانه است که سخت مورد توجه آنهاست. برای شروع بازی ابتدا باید گرگ را انتخاب کنند برای انتخاب گرگ بازیکنان دور هم حلقه می زنند یک نفر که خوش بیانتر وپخته تر است با انگشت نشانی به نفر سمت راست خود اشاره کرده به هر نفر کلمه ای می گوید: «ده ،بیست،سی، چهل ،پنجاه، شصت ،هفتاد، هشتاد، نود، صد ، حالا، که، رسید، به، صد، تا، ما، می، ز،نیم، سی،صد،تا، پری، خانم، پا،وردار، دسمال «دستمال»، آبی، وردار «بردار»، آش، ماش، بیرون، گل ،آب، پاش.
هر کلمه به یک نفر بازیکن گفته می شود زمانی که کلمه «پاش» به کسی اطلاق شد، آن شخص از دور بازی خارج می شود مجددا استاد به ترتیب قبل شروع به شمارش می کند تا یک یک بازیکنان از دور خارج شوند آنکه می ماند گرگ می شود.
استاد گرگ را به گوشه ای از میدان بازی می برد گرگ رو به دیوار می ایستد استاد با دو دستش محکم جلوی چشمانش را می گیرد تا گرگ جایی را نبیند واز جابه جایی بازیکنان با خبر نشود. هریک از بازیکنان در گوشه ای مخفی می شوند
استاد به گرگ می گوید:« پشتت چیه؟ » گرگ جواب می دهد: «سرکه».
استاد می گوید: « اگه واکنی چشمات بترکه » « اگه چشم هایت را باز کنی بترکد».
استاد هم فوری خود را در محلی پنهان می کند وبه همراه بازیکنان هم نوا می گوید: « واکن ، واکن مرغانه کن. یعنی باز کن ، باز کن تخم مرغ کن». گرگ دستهایش را از جلوی چشمانش بر می دارد و از طریق صدا مخفیگاه را آنان را کشف می کند.
گرگ محل اختفای هرکس را که کشف کرد با جست وخیز فراوان سعی می کند دستی به او بزند تا او گرگ شود .این دور بازی تمام می شود و دور بعد به ترتیبی که گفته شد آغاز می گردد.

آسیو بشین:

بازی «آسیاب بشین» از بازی های دخترانه است که خیلی مورد توجه آنان است این بازی بدین گونه آغاز می شود : چند دختر بچه دستهای یکدیگر را گرفته دایره وار می ایستند . یکی از دختر بچه ها که زرنگتر از دیگران است می گوید: « آسیو بشین». دختر بچه ها هم نوا می گویند : می شینم و می نشینند.
استاد می گوید: آسیو وخه « آسیاب بلند شو»
دختربچه ها می گویند: پا می شم و می ایستند.
استاد می گوید: آسیو بخفت « آسیاب بخواب»
دختربچه ها می گویند: هنخوابم و روی زمین دراز می کشند .
استاد می گوید: آسیو برقص
دختربچه ها شروع به رقصیدن می کنند
سپس استاد می گوید: جان خاله جان.
دختربچه ها می گویند: نمی شه «نمی شود»
استاد ودختر بچه ها دو مرتبه دیگر جان خاله جان، نمیشه را تکرار می کنند.
استاد می گوید: آسیو تندترش کن، یه خورده تندترش کن
دختر بچه ها با سرعت هرچه تمام تر دور خود می چرخند و بازی به ترتیبی که گفته شد مجددا آغاز می گردد.

بتو بتو(بکوب ، بکوب):

ابتدا بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند . دو نفر که قد بلندترند در چند متری مقابل یکدیگر قرار می گیرند سایر بازیکنان در اطراف این دو مواظب هستند تا هر موقع که توپ به طرف آنها پرتاب شد گل بگیرند دراین موقع توپ کوچکی که در اختیار یکی از دو بازیکن قد بلند قرار دارد به هوا پرتاب می شود آن دو سعی می کنند توپ را به طرف یاران خود پرتاب کنند.
وقتی توپ به دست یکی از بازیکنان افتاد ، اگر بایارهای مخالف خود فاصله زیاد داشته باشد ، پاسکاری می کند و توپ را به یار موافق می دهد و می گوید: « پاس بده تا مثلا حسن یا حسین را چربش کنیم».
در این موقع یار او توپ را با سرعت گرفته با شدت تمام به یکی از بازیکنان مخالف که نزدیکیش قرار دارد می زند.محدوده مشخصی را به عنوان میدان بازی انتخاب می کنند تا افراد نتوانند به هر سمتی که مایل باشند بروند و بازی عملا غیر ممکن شود ضمنا کسی که توپ را در دست می گیرد موظف است راه نرود و در یک نقطه بایستد اگر نزدیک یار مخالف بود توپ را به یار مخالف می زند وگرنه همانطوری که گفته شد توپ را به یکی از یارانش پاس می دهد، یار مقابل هم سعی می کند توپ را بگیرد وبه یار مخالف بزند یا اینکه به یارش پاس بدهد این بازی نیاز به تحرک وجست وخیز فراوان دارد ، به همین دلیل این بازی بیشتر در فصل زمستان صورت می گیرد تا باعث گرم شدن بچه ها شود.

مات ماتو:

هر یک از بازیکنان گودال کوچکی با تیله یا چیز نوک تیزی در زمین مسطحی به عمق ده سانتی متر و قطر پنج سانتی متر می کند. یک گودال هم به نام «شیطان » حفر می کنند وقتی همه گودال ها کنده شد، از فاصله قراردادی (سه تا چهار متر) تا گودال را خط می کشند. هر یک از بازیکنان به ترتیب توپ کوچکی را که قبلا آماده کرده اند از محل خط کشی شده به آرامی به طرف گودال روی زمین رها می کنند اگر توپ داخل گودال قرار نگیرد یا در تمامی گودالها به استثنای گودال «شیطان» بیفتد، نوبت به نفر بعدی می رسد. او توپ را به طرف گودال شیطان قل می دهد، چنانچه توپ داخل گودال وسط کسی افتاد آن شخص توپ را به طرف گودالها می اندازد . به قدری این عمل توسط بازیکنان ادامه می یابد تا توپ در گودال شیطان بیفتد . کسی که توپ را در گودال انداخته بلافاصله آن را برداشته از همان محل توپ را به طرف کسی که نزدیک اوست پرتاب می کند. اگر توپ به وی اصابت نکرد ، بازیکنی که نزدیک توپ است یا هرکسی که زرنگتر است توپ را از روی زمین برداشته به بازیکنی که نزدیکش است می زند. چنانچه توپ به بازیکن خورد ،او موظف است از محلی که توپ به وی خورده است تا همان نقطه خط کشی شده کولی بدهد.
وقتی بازنده کولی می دهد در عین حال توپ را به طرف گودال شیطان می اندازد ، چنانچه توپ داخل گودال نیفتد همان شخص سوار است ، ولی اگر توپ داخل گودال دیگری بیفتد آن شخص سوار وی می شود وچنانچه داخل گودال خودش بیفتد او سوار کسی که قبلا به او سواری می داده می شود و همه با هم کف می زنند و یک صدا می گویند « خر بالای خر چه مزه داره ». بازی به همین ترتیب ادامه می یابد تا زمانی که کولی دهنده توپ رادر گودال شیطان بیندازد وبه نحوی که گفته شد بازی ادامه می یابد.

کبابی ، شرابی ،قروتی:

این بازی مخصوص سه نفر است .این سه نفر دور هم حلقه می زنند و با هم یک صدا می گویند :« کبابی ، شرابی». بازیکنان مواظبند که کلمه قروتی را ذکر نکنند ، بنابراین کسی که دیرتر از دیگران کلمه کبابی شرابی را بگوید یا کلمه « قروتی» را ذکر کند باید به آنان کولی بدهد چنانچه دو نفر از بازیکنان یک صدا وهم زمان کلمه کبابی یا شرابی را به زبان آورند بین آنان تر یا خشک، شیر یا خط می کنند کسی که باخت « قروتی» نام دارد وباید سواری بدهد.
برای شروع بازی کسی که کبابی نام دارد یعنی زودتر از دیگران کلمه کبابی را به زبان اورده است سوار قروتی می شود وکسی که شرابی نام دارددر کنار قروتی که دو دستش را به دیوار تکیه داده می ایستد. در این موقع کبابی می گوید: «بالا جست (پرید) کبابی» . شرابی می گوید :« خالو خالو خرت بماتی؟ (خالو خالو خرت را به ما می دهی )
کبابی می گوید : « شما مردم چه کاره؟»
شرابی می گوید: «ما مردم شرابی»
کبابی می گوید: «پایین جست کبابی»
کبابی پیاده می شود و شرابی سوار می شود، می گوید : « بالا جست شرابی».
کبابی می گوید: « خالو خالو خرت به ماتی؟»
شرابی می گوید:« شما مردم چکاره؟»
کبابی می گوید : «ما مردم کبابی»
شرابی می گوید: « پایین جست شرابی»
کبابی می گوید: « بالا جست کبابی»
در این موقع کبابی مجددا سوار می شود بازی به این گونه ادامه می یابد تا این که یکی از آنها ترتیب فوق را اشتباه می کند. در این موقع قروتی سوار همان کسی می شود که اشتباه کرده و می گوید :« بالا جست قروتی» و بازی به ترتیب فوق ادامه می یابد.

گو ،گوساله، پنگله پنیر:

البته یکی از بازیکنان که مسلط تر است از دیگران به عنوان استاد انتخاب می شود . استاد اشیای مختلفی را از اطراف محل بازی از روی زمین بر می دارد وبه تک تک بازیکنان نشان می دهد . مثلا سنگ ریزه درشتی را به بازیکنان نشان می دهد و می گوید: گو،گو ،گو،گو«گاو» سپس کلوخی را نشان می دهد و می گوید گوساله ، گوساله ، گوساله تکه گچی را نشان می دهد و می گوید: پنگله ، پنگله،پنگله، پاره کاغذی را نشان می دهد و می گوید: ماست، ماست ، ماست قطعه چوبی را نشان می دهد ومی گوید: خانه جارو کن، خانه جارو کن، خانه جارو کن،پس از نامگذاری اشیا ونشان دادن آنها به تک تک بازیکنان استاد اشیای یاد شده را در مشت خود پشت سرش پنهان می کند وسپس یکی از اشیا را در مشتش می گیرد واز سمت راستش شروع می کند و به تک تک بازیکنان مشتش را نشان می دهد ومی گوید:« گو، گوساله ، پنگله پنیر».
هر یک از بازیکنان یکی از نامهای قبلی را بازگو می کند. وقتی از همه پرسید، استاد مشت خود را باز می کند و شیئی را به بازیکنان نشان می دهد . بازیکنانی که نام شیئی را درست گفته بودند از گردونه بازی کنار می روند وقتی فقط یک نفر ماند استاد به ترتیب قبلی ، اشیا را سه مرتبه به او نشان می دهد . اگر آن بازیکن درست گفت کسانی که از دور کنار رفته بودند به وی ملحق می شوند وبازی به ترتیب گذشته ادامه پیدا می کند ، چنانچه آن بازیکن موفق نشود استاد دو چشم او را محکم می گیرد و به بازیکنان ندا می دهد قایم( پنهان) باش. هریک از بازیکنان در گوشه ای پنهان می شوند، اما استاد از محل اختفای آنان باخبر است.
استاد دستهایش را از روی چشم بازیکن بر می دارد .آن بازیکن موظف است از جایش بلند نشود یا به این طرف وآن طرف نگاه نکند . استاد از او می پرسد، مثلا « حسن کجاست؟»
او مثلا می گوید پشت برج یا زیر برج ( منظور برج و باروی قدیمی شهر است که تا بیست سال پیش یکی از میدانهای بازی کودکانه بود). استاد ندا می دهد حسن از جایت بیرون بیا،اگر راست گفته بشد حسن کولی ندارد. چنانچه نتواند محل را درست بگوید، حسن سواری دارد. استاد به همین ترتیب نام تک تک بازیکنان و محل اختفای آنها را از او می پرسد. کسانی که محل اختفایشان را اشتباه کرده باشد سواری دارند.
به ترتیبی که استاد نام بازیکنان را بیان کرده است سوار آن طرف می شوند . استاد به ترتیب اول بازی تک تک اشیا را در مشتش می گیرد وبه او می گوید: « گو، گوساله ، پنگله پنیر».
اگر کولی دهنده نام شیئی را درست گفت آن شخص از روی کولش پایین می آید و نوبت به دیگری می رسد در غیر اینصورت کولی دهنده با دست چپش چشم چپ طرف را می گیرد و استاد به جای نشان دادن اشیایی که ذکرشان گذشت با یکی از انگشتان دست راستش اشاره به این طرف و آن طرف کرده می گوید: « ایشی لل(طرف راست) اشل لل(طرف چپ) بشل لل ( به طرف بالا)»
کسی که کولی می گیرد یکی از انگشتان دست راستش را به هوا بلند می کند وبه سمت چپ ،راست یا بالا اشاره می کند. طرفی که کولی می دهد بر اساس حدس و گمان انگشت دست راستش را به طرفی می گیرد و مثلا می گوید: « ایشی لل، اشل لل، بشل لل.»
این حرکت انقدر ادامه می یابد تا طرف درستش را بگوید وکولی گیرنده بسوزد ونوبت به نفر بعدی برسد وقتی از هم کولی گرفته شد دور اول بازی تمام می شود و به ترتیبی که قبلا گفته شد دور بعدی بازی آغاز می شود.

لپر وازی:

تعداد بازیکنان: اختیاری
وسایل بازی: یک سنگ گرد شبیه فندق به نام « قندوس» یک سنگ صاف به اندازه یک نعلبکی به نام «لپر»
روش بازی: دایره ای به شعاع حداکثر 40 سانتی متر رسم می شود . قندوس در مراکز دایره گذاشته می شود چند متر دورتر از محل قندوس با علامت کاملا مشخص شده خطی از آنجا کشیده می شود . بازیکنان در یک ردیف پشت خط می ایستند و لپرهای خود را به ترتیب به طرف قندوس پرتاب می کنند،البته با مهارت خاصی، طوری که لپر نزدیک قندوس بیفتد لپری که به قندوس نزدیکتری باشد اول می شود و لپری که دور از قندوس است آخر.
بقیه بازیکنان هم به موازات نزدیکی به قندوس دوم وسوم و…… می شوند. بعد برای برنده بازی، شماره ای تعیین میکنند مثلا 100، هرکس زودتر به شماره 100 برسد برنده است.
بازی شروع می شود نفراول لپر خود را به لپرهای بازیکنان دیگر می زند. هر دفعه که لپرش به لپر دیگر بخورد یک امتیاز می گیرد . پس از آنکه لپر خود را به کلیه لپرهای دیگران زد ، لپر خود را به طرف قندوس پرتاب می کند تا قندوس را از جای خود به نقطه دورتری منتقل کند . سپس فاصله بین دو نقطه ، قندوس را با پا یا با وجب شماره می کند وامتیاز هایی را بر امتیاز های قبلی خود می افزاید .
قندوس را دوباره سر جایش می گذارد و لپرش را به لپر بازیکنان می زند، سپس لپر را به قندوس می زند وبه ترتیب قبلی شماره می کند. نفر دوم در صورتی بازی را آغاز می کند که نفر پیش از او نتواند لپر خود را به لپر دیگر یا قندوس بزند.
بازنده این بازی کسی است که زودتر از دیگران به شماره قراردادی برسد. بازنده این بازی کسی است که نتواند به شماره مورد نظر برسد، در نتیجه باید مسافت مشخصی را کولی بدعد این بازی بیشتر در فصل زمستان صورت می گیرد.


برگرفته از کتاب فرهنگ مردم شهرستان شاهرود